شبکه یک - 29 فروردین 1404

۱) بت‌شکنان "یمن"، نبرد «انصارالله» و «انصارالشیطان" (داوود ع، جالوت را تحقیر می‌کند) ۲) قانون اساسی ایران، در کنار مستضعفین جهان (ملت ایران از ملت یمن، کمتر نیست)

نشست (نه غزه، نه لبنان، نه یمن، نه ایران) - دانشجویان پزشکی یمنی - ۱۴۰۲ - نشست (بازخوانی قانون اساسی در مصاف با اشغالگران جهان اسلام)

بسم‌الله الرحمن الرحیم

ببینید، همیشه انواع نیروها و گرایش‌ها در همه جوامع هستند. هم آدم‌های قوی، هم آدم‌های متوسط مذبذب در جامعه هستند. «لَا إِلَى هؤُلَاءِ وَ لَا إِلَى هؤُلَاءِ» که باد بیاید این‌طرف می‌روند، باد بیاید آن‌طرف می‌روند. هم خائن، مجاهدین، قاعدین و خائنین. هر سه دسته. شما هم در یمن مجاهدین دارید، قاعدین دارید، خائنین دارید. باید مراقب باشیم آن خائنین بر جامعه و بر قاعدین مسلط نشوند. باید کاری بکنیم مجاهدین اولاً مجاهد بمانند، نه این که خود فاسد شوند. خود آدم کم‌کم فاسد می‌شود. «صبار و شکور» که قرآن می‌فرماید اگر باشی، بله، این انقلاب تمام نمی‌شود، ادامه دارد. «هُوَ الْحَیُّ». خدا زنده است. هرچه به خدا وصل بشود زنده است. انقلاب اگر به خدا وصل باشد نمی‌میرد. این‌هایی که می‌میرند، تمدن‌ها و انقلاب‌هایی که می‌میرند برای این است که از خدا جدا می‌شوند. دیگر به خدا مربوط نیستند. طولانی‌ترین جنگ قرن بیستم بر ایران تحمیل شد. هشت سال. یک جنگ جهانی بود. همه دنیا پشت صدام بودند. می‌دانید که سخت‌ترین تحریم در جهان علیه ایران شده است. وحشی‌ترین تروریسم داخل هم بود. از رئیس جمهور تا بقال و بازاری و آدم‌های معمولی را کشتند. خب شما وقتی وسط شرایط جنگی هستید معلوم است روحیه‌تان یک جور دیگر است. وقتی که تمام می‌شود یک جور دیگری می‌شود. این خطر متوجه شما هم هست. فشار وقتی زیاد است آدم ایمان و توکلش قوی‌تر است. ان‌شاءالله پیروز می‌شوید و قوی‌تر می‌شوید. یک بخشی از این تغییرات طبیعی است.

شما ببینید پیغمبر اکرم از دنیا رفتند، ۵۰ سال نگذشته، یزید امیرالمؤمنین و رهبر جهان اسلام شده است! ۵۰ سال گذشته است. انقلاب ایران هم در خطر است. داشتیم که دهه ۶۰ انقلابی و مجاهد بودند، ساده‌زیست بودند، بعضی از آن‌ها هیچ ‌چیز نداشتند. الان می‌بینید مثل سرمایه‌دارها زندگی می‌کنند. طرف آن موقع ضد آمریکایی بوده است، حالا تمام حواسش این است که با آمریکا سازش کند. در مقاماتمان هم داشتیم که با آمریکا بسازیم. این شعارها به درد نمی‌خورد! این‌جوری هستند. یعنی آدم‌ها بعضی‌ها عوض می‌شوند. ولی باید مراقب باشیم.

یک) اگر رهبری صالح باشد، اگر ملت، بخش مهمی از ملت و نسل جدید را بتوانی در صحنه نگه داری و با فساد در حکومت با قدرت بتوانی مبارزه کنی، خدا حمایت می‌کند و می‌مانی. شما الان ببینید ۴۵ سال گذشته است، این جمعیتی که امروز در خیابان آمده است این‌ها عادی نیست. این انقلاب زنده است.

الله اکبر. الموت لامریکا. الموت لاسرائیل. اللعنة علی الیهود. النصر للاسلام. لبیک یا اقصی. لبیک یا اقصی. لبیک یا اقصی.

یکی از حضار: (سوال به زبان عربی پرسیده می‌شود) لکن هل یوجد خطوات لمواجهة الانفتاح الاخیرة الذی حصل فی ایران؟ افتتاح اخیر چه بوده است؟ یعنی ولنگاری اخیر که...

جواب استاد: آهان ببینید، این زمینه و بسترش هیچ ‌وقت منتفی نبوده است. یعنی شما فکر نکنید وقتی انقلاب شد ۴۰ سال پیش هم همه کسانی که با حجاب شدند به حجاب عقیده داشتند. این‌طور نبود. همان موقع هم یک عده‌ای نمی‌خواستند. بخشی از جامعه ما را در ۱۰۰ سال گذشته غرب، انگلستان، آمریکا آمدند و بر ایران مسلط شدند، حجاب را ممنوع کردند. یعنی زنان باحجاب را می‌زدند، می‌کشتند. یعنی ۵۰- ۶۰ سال تبلیغ فحشا و بی‌حجابی شد. بی‌حجاب شدند، با این که خودشان هم مسلمان می‌دانستند. با این که خلاف قرآن هم هست. انقلاب شد، فضا خیلی جهادی شد، این‌ها، این تیپ‌ها، یک عده‌ای با حجاب شدند، یک عده‌ای هم مذبذب هستند بین «هَؤُلَاءِ وَ هَؤُلَاءِ». زنان مؤمنی داشتیم که قبل از انقلاب هم با وجود همه این سختی‌ها حجابشان را حفظ کردند. حالا ۴۰ سال، ۴۵ سال از انقلاب گذشت، یک نسل عوض شدند. ما در نسل جدید هم جوانان بسیار پاک و مؤمن زیاد داریم که الان در همین راهپیمایی‌ها خیلی از آن‌ها آمدند. بروید ببینید اکثراً جوان بودند. هم یک تیپ‌هایی داریم که اگر همین الان بگویند حجاب و شراب و این‌ها آزاد است، لخت می‌شوند و به عرق‌خوری و شراب‌خوری می‌روند! ولی شما توجه داشته باشید در صدر اسلام، ۳۰ سال از پیغمبر نگذشته، در حکومت بنی‌امیه، معاویه و بعد، حاکم مدینة النبی و امام جمعه‌اش مست رفته و نماز صبح را چهار رکعت خوانده است، مست. ۳۰ سال بعد از پیغمبر. به او گفتند نماز صبح است. گفته است من حالم خوش است. اگر می‌خواهید بیشتر هم می‌خوانم. این حکومت اسلامی در مدینه شهر پیغمبر بوده است! ۳۰ سال بعد از پیغمبر.

قرآن کریم آن وقتی که تعبیر «ایام الله» به کار می‌برد در دو سه جا کنارش دو تا صفت می‌آورد. واقعاً برای افرادی که می‌توانند «ایام الله» را بشناسند. یکی صفت «صبار»، یکی صفت «شکور». این در آیه پنج سوره ابراهیم است. «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَکِّرْهُم بِأَیَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ» اولاً خداوند به پیغمبرش، یکی از انبیاءی بزرگ الهی که قرآن بیش از همه راجع به حضرت موسی از بین انبیاءء بحث کرده است، شاید علتش این است که ایشان آن هجرت بزرگ را و تمدن‌سازی توحیدی را به فرمان خدا انجام داد. گرچه همین بنی‌اسرائیل بعد به او خیانت کردند. آنجا می‌فرماید که اولاً که ما فرستادیم. ما شما را فرستادیم، انبیاءء را فرستادیم. آقا این‌هایی که می‌گویند خدا دخالتی ندارد، خدا کسی را نفرستاده است. خدا دنیا را خلق کرده و رها کرده است. کسی را نفرستاده است با ما حرف بزند. این فکر طرفدارانی همان موقع هم داشته است. می‌گویند اصلاً ما فرض کن قبول کنیم خدا هست، خلق کرده است. ولی خدا مگر حرف می‌زند؟ مگر خدا با آدم حرف می‌زند؟ بعد برای چه با تو حرف زده است؟ یک چوپان، وسط بیابان! آدم دیگری نبود که خدا با او حرف بزند؟ این همه ثروتمندان، قدرتمندان. کیست که با تو حرف زده است؟ بعد خدا چه ‌جوری است که با تو حرف می‌زند ما نمی‌فهمیم؟ تو می‌فهمی ما نمی‌فهمیم. خدا با تو حرف نزده است، مجنون. کذاب، دروغگو، کلاهبردار. یا دیوانه‌ای یا می‌خواهی بقیه را فریب بدهی.

خب حالا خدا چه مأموریتی داده است؟ «أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ». نرو فقط عبادت شخصی بکن. عبادت بکن اما در میان مردم بیا. «قومک» بیا وسط جامعه. ملتت را نجات بده. «مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ». جوامع بشری در ظلمات بودند، الان هم در ظلمات هستند. همین الان هم اکثر جوامع بشر در تاریکی و ظلمات هستند. الان هم «أَخْرِجْهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ». یعنی انبیاءء باید با فرعون‌ها و قدرت‌ها درگیر بشوند، جلوی او بایست و بگو که دست از سر بردگان، بردگان بنی‌اسرائیل بردار. برده‌ها، اسرا، برده‌ها، ملت‌های در زنجیر را باید آزاد کنی. هدایتشان کن و آزادشان کن. دین از سیاست جدا نیست.

پیامبر باید مردم خود را از تاریکی و ظلمت و ظلم نجات بدهد. نمی‌تواند بگوید من با خدا رابطه دارم. باید مردم را، بشریت را هم هدایت کنی و نجات بدهی. باید قیام کنی، با ظلم در بیفتی. بعد معلوم می‌شود نور را نمی‌گوید انوار! نور یکی است. ظلمات انواع دارد. همین الان هم همین‌طور است. انواع ظلمات. ظلم، تاریکی یک نوع نیست. انواع ایدئولوژی‌هایی که ایدئولوژی‌های تاریکی هستند. لیبرالیسم، صهیونیسم، فاشیسم، کمونیسم، این‌ها همه ظلمات هستند. بی‌عدالتی‌های اقتصادی ظلمات هستند. مفاسد اخلاقی در جهان ظلمات هستند. شما دیدید پاپ آمد گفت که ازدواج همجنس‌ها هم با هم اشکال ندارد. خدا ان‌شاءالله به شما برکت بدهد. ان‌شاءالله اولادتان صالح باشند! ببینید رهبران دینی‌ای که منحرف هستند، با دین چه می‌کنند؟ مگر در کتاب مقدس، جناب لوط را ندیدید که رفت با قوم لوط چه گفت؟ تو به کتاب مقدس خودتان هم ایمان نداری؟ گفت همه به بهشت می‌روند. آن بهشتی که این‌ها می‌روند ما نرویم بهتر است. اصلاً خطرناک است. مواظب باشید این بهشتی که این‌ها می‌گویند نروید چون همه آنجا هستند. اصلاً فرقش با جهنم چیست؟ بعد آن چه خدایی است که آدم خوب و بد برایش مساوی است و همه را به بهشت می‌برد؟ این خدا عادل نیست. عالم هم نیست. نه عالم است نه عادل. ببینید با دین چه می‌کنند؟

پاپ زمان امام(ره) نماینده فرستاد. یک بار نماینده فرستاد گفت دادگاه چند نفر از مقامات رژیم شاه، نخست‌وزیر و رئیس ساواک و جنایتکاران را، محاکمه کرد. این‌ها گفتند اعدام نکن. یک بار هم سر این جاسوس‌های آمریکایی که در سفارت آمریکا، لانه جاسوسی، اینجا آن‌ها را گرفتند، پاپ نماینده فرستاد گفت این‌ها را آزاد کنید. امام به نماینده پاپ گفت من به شما می‌گویم، از قول من به آقای پاپ بگویید شما دو بار شفاعت کردید، هر دو بار هم به نفع ظالم بوده است. یک بار به نفع شاه آمدید وساطت کردید، یک بار به نفع آمریکا. چرا یک بار در دنیا از مظلومین دفاع نمی‌کنید؟

شعار حضار: الله اکبر. الموت لامریکا. الموت لاسرائیل. اللعنة علی الیهود. النصر للاسلام. لبیک یا اقصی. لبیک یا اقصی. لبیک یا اقصی.

بعد گفت که من نمی‌گویم شما مسلمان باش. من می‌گویم مسیحی باش. اگر مسیح علیه‌السلام بود الان طرف ما بود نه طرف آمریکا و شاه. اگر عیسی بود، اگر موسی بود، اگر حضرت موسی و ابراهیم الان بودند، موسی و عیسی و ابراهیم و نوح همه در آن صفی بودند که الان انصارالله و حزب‌الله و ایران و عراق و لبنان دارند می‌جنگند. یعنی ما در صف آن‌ها هستیم. ما داریم دنبال پرچم انبیاء می‌رویم. اسرائیل الان دشمن‌ترین دشمن حضرت موسی علیه‌السلام است. بزرگ‌ترین خائن به موسی(ع) اسرائیل است. این که این آیه می‌فرماید که اگر صبر، صبر یعنی مقاومت، یعنی قوی باش. تسلیم نشو، شک نکن، وا نده، مأیوس نشو. قوی باش. مقاومت، صبر. می‌فرماید «صبار»، نه فقط صابر. صبار باید باشی. باید خیلی قوی باشی. قوی نه، خیلی قوی. تحمل زیاد. دیگر «شکور». نه شاکر بلکه شکور. شکور کیست؟ کسی که نعمت‌ها و امکاناتی که خدا به او داده است این‌ها را خوب بشناسد و بداند هرچه که دارد از طرف خدا است، مربوط به او است، و از آن نعمت‌ها و امکانات در مسیر حق درست استفاده کند. این می‌شود شکور. غیر شاکر کسی است یا ملت و آدم‌هایی هستیم که هرچه که داریم می‌گوییم برای خودم است، خدا که نداده است. مثل قارون. گفت این ثروت را خدا... گفت نه خدا این‌ها را نداده است. «عَلَى عِلْمٍ عِندِی». من عندی. خودم هستم. شاکر که نباشیم، اولاً چیزهایی که داریم قدرش را نمی‌دانیم. فقط چیزهایی که نداریم غصه‌اش را می‌خوریم. یعنی شاکر نیستی. الان همه ما، هر کدام از ما یک چیزهایی داریم، یک چیزهایی نداریم. اگر آن چیزهایی که داریم قدرش را نمی‌دانیم، اصلاً ندیده می‌گیریم. آقا تو الان سالم هستی، جوان هستی، حافظه داری، قدرت داری، خدا به تو این همه نعمت، امکانات داده است، علم داده است، خانواده داده است و... چرا این‌ها را نمی‌بینی؟ چهار تا چیزی که نداری، هی می‌گویی چرا آن‌ها را ندارم؟ مریضی. این بیماری عقلی، فلسفی است، این بیماری اخلاقی است.

پیغمبر اکرم(ص) فرمودند همیشه در مسائل دنیوی و مادی به پایین‌تر از خودتان نگاه کنید، شاکر باشید. در مسائل معنوی همیشه به بالاتر نگاه کنید. قانع نشوید. ما برعکس هستیم. در مسائل مادی به آن‌هایی که مثلاً پول و زور و این‌ها بیشتر است هی می‌گوییم چرا من آن را ندارم؟ در مسائل معنوی، آن‌هایی که از ما پایین‌تر هستند نگاه می‌کنیم می‌گوییم باز من از این که بهتر هستم. این باعث می‌شود رشد نکنیم، سقوط می‌کنیم. آن باعث می‌شود آدم رشد کند. حالا قرآن می‌فرماید شما معنی «ایام الله» را درست متوجه نمی‌شوید مگر این که صبار و شکور باشید. و الا همین «ایام الله» را خیلی‌ها می‌بینند ولی نمی‌فهمند این‌ها «ایام الله» است. خیال می‌کنند که این‌ها شانس است، اتفاق است!

قرآن می‌فرماید این کشتی که روی آب‌ها حرکت می‌کند ما داریم آن را حرکت می‌دهیم. این بادها که می‌وزد این بادها را ما فرستادیم. منتهی اغلب بشر نمی‌گویند که این ابرها را خدا آورد. می‌گویند این ابرها را باد آورد. بعد می‌گویی خب باد را کی آورد؟ باد هم این‌جوری شده و آورده است. علت‌های طبیعی را می‌بیند اما آن مسبب الاسباب را که همه این‌ها از اوست، آن را نمی‌فهمد، نمی‌بیند.

همین امام بر شاه در ایران پیروز شد، یک عده‌ای گفتند که نه بابا اتفاقی بود، شانس آوردیم. امام می‌گفت خدا کرد. می‌گفتند نه خدا کجا بود. فقط توجیه مادی دارد. امام گفت این شوروی کمونیست سقوط می‌کند. کمونیسم سقوط کرد، باز یک عده‌ای در ایران ما داشتیم گفتند که غرب کمونیسم را شکست داد. کمونیسم خودش شکست خورد. خدا کجا بوده است؟ آمریکا ۴۰ سال پیش سر قضیه جاسوس‌هایش به ایران حمله کرد، در طبس هلیکوپترها و هواپیماهایش، همه خرد خرد شدند، خوردند و همه از بین رفتند. ما اصلاً خبر نداشتیم که این‌ها آمدند. این‌ها آمدند و خودشان به هم خوردند و زدند و سوختند و منفجر شدند و بقیه‌شان در رفتند. بعد رئیس جمهور آمریکا صبح آمد اعلام کرد بله ما دیشب یک عملیاتی در ایران کردیم ولی خب نشد! ما که خبر نداشتیم. امام آمد گفت که آن شن‌های طبس، آن شن و ماسه‌های طبس مأمور خدا بودند. آن بادی که در طبس آمد و طوفان کرد باعث شد شما به هم خوردید و ترسیدید آن چیزی که شما را ترساند، شما را فراری داد، آن رعب را خدا در دل شما انداخت. ما که کاری نکردیم، ما که اصلاً خبر نداشتیم. ما اصلاً نمی‌دانستیم شما آمدید. شن‌های طبس جندالله هستند. اگر با خدا باشی خدا یک کاری می‌کند خورشید و ماه و ابر و حیوانات و همه این‌ها یک مرتبه می‌آیند و به شما کمک می‌کنند. تو یک نفر هستی ولی بر آن‌ها پیروز می‌شوی. ولی وقتی مادی باشی باز بعد هم نمی‌فهمی. بعدش هم باز می‌گویی که اتفاقی بود. باز هم دست خدا را نمی‌بینی، می‌گویی اتفاق، می‌گویی طوفان، ما پیش‌بینی نکرده بودیم طوفان شد. من یادم است همان موقع می‌گفتند که امام آمده می‌گوید خدا کرد. خدا کجا بود؟ شوروی کرد. شوروی کمونیستی، آن‌ها آمدند هلیکوپتر آمریکا را یواشکی زدند!

می‌خواست کودتا بشود، مأموران کمیته شنیده بودند در یک خانه خیلی بزرگی مشروب و مواد مخدر و فحشا و این‌هاست. این‌ها به حساب رفته بودند آن‌ها را بگیرند. اصلاً نمی‌دانستند چه خبر است. بعد داشتند بیرون می‌آمدند، یک سگی داشت آن خانه. آن سگ یک مرتبه همین‌جوری شروع می‌کند سر و صدا و پاچه‌گیری و این‌ها و بعد به طرف یک دری می‌دود، می‌زند دری را باز می‌کند. این‌ها می‌گویند این در چیست؟ زیرزمینی بوده است. همین‌جور یکی‌شان می‌گوید من گفتم آن پایین چیست؟ همین‌جوری رفتم پایین دیدیم انبار اسلحه است. گفت اصلاً ما خبر نداشتیم. این سگ باعث شد ما به آن پایین رفتیم. اگر این سگ نبود ما اصلاً نمی‌فهمیدیم. رفتیم پایین می‌بینیم یک عالمه اسلحه است. گفتیم این‌ها چیست؟ بعد فهمیدیم که یک کودتایی می‌خواهد بشود. امام گفت که فکر نمی‌کنید که آن سگ را خدا مأمور کرد که در آن لحظه سر و صدا کند و آن کار را بکند؟ و الا شما که نفهمیده داشتید بیرون می‌آمدید.

ببینید یکی از فرق‌های مؤمن و کافر این است. کافر همه‌چیز را فقط مادی می‌بیند. مؤمن هم مادی، هم معنوی می‌بیند و هر دو را هم از خدا می‌داند. مادی‌اش هم برای خداست، معنوی‌اش هم برای خداست. بعد قرآن می‌فرماید ولی برای چه؟ اکثر مردم می‌بینند وعده‌های خدا محقق می‌شود چرا باز هم باور نمی‌کنند؟ برای این که نه صبار هستند نه شکور. نه قوی و مقاوم هستند و نه چنان قدرت عقلی دارند که بفهمند این‌ها نعمت‌های خداست و باید درست استفاده بشود و این‌ها مربوط به او است. ما چیزی نداریم. هرچه هست برای اوست. الان شما چه چیزی دارید که مال خودتان است؟ هیچی.

یکی از حضار: سید هم همین را به ما می‌گوید. می‌گوید همه کاره خدا است.

استاد: حرف سید همان حرف اسلام است. ما چه چیزی داریم که برای خودمان است؟ ببینید شما وقتی یک چیزی مال شما است که آن را همیشه داشته باشید. هیچ کس نتواند آن را از شما بگیرد. ما چه چیزی داریم که همیشه با ماست؟ هیچی. ما که در دنیا نبودیم. چند وقت دیگر هم باز ما نیستیم. برای ما نیست. این زندگی برای خود ما نیست. اگر زندگی برای من باشد، من باید همیشه زنده باشم. برای ما نیست. به ما داده شده است و از من گرفته می‌شود. علم شما برای خودتان است؟ شما وقتی بچه بودید، عالم بودید؟ چه چیزی می‌دانستید؟ هیچی. قرآن می‌فرماید: «...أَخْرَجَکُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَیْئًا...». هیچ هم نمی‌فهمیدید. حالا چه‌جوری الان دانشجو، استاد، دانشمند، این‌ها شده‌اید؟ این‌ها برای خودتان بود؟ اگر برای خودتان بود چرا قبلاً نداشتید؟ بعد هم که پیر می‌شوید همه این‌ها از یادتان می‌رود. برادر خودتان را نمی‌شناسید؟ فراموشی و آلزایمر می‌گیرید، می‌گویید: شما ببخشید، شما چه کسی هستید؟ پس این علم هم مال خودتان نیست. علم هم از جای دیگری آمده است. به ما دادند، از ما می‌گیرند. امانت است. این بدن چی؟ این بدن برای ما است؟ ما این بدن را نداشتیم. چند روزی به ما داده‌اند. این بدن برای کرم‌ها است. کرم‌ها در قبر. برای ما نیست. یک مدتی اختیارش دست ما است. شهرت، مشهور می‌شوید. آن هم برای شما نیست. آبرو، آن هم بعداً از شما می‌گیرد. زیبایی، الان جوان هستید، خوشگل هستید، زیبا هستید. در آینه نگاه می‌کنید، از خودتان خوشتان می‌آید. ده - بیست سال دیگر اگر تازه بمانید، یک قیافه‌ای پیدا می‌کنید که خودتان هم حاضر نیستید در آینه خودتان را نگاه کنید. این جمال و زیبایی را هم خدا به شما داد و خدا از شما می‌گیرد. پیروزی را هم خدا به شما می‌دهد، هر وقت هم بخواهد می‌گیرد. همین حرف‌ها را ما به زبان می‌گوییم – خودم هم همین‌طور هستم - می‌گویم ولی خیلی قبول ندارم. همین که امام می‌گفت همه خدا را قبول دارند ولی به خدا اعتماد ندارند. می‌گویند معلوم نیست حرف‌هایش درست باشد. یک بار هم دیدید نشد. امام می‌گفت به خدا اعتماد کنید. خدا «صادق الوعد» است، «سریع الحساب» است. «ارحم الراحمین» است. قرآن را باور کنید. حالا قرآن این را می‌گوید.

من می‌خواهم این را عرض بکنم. این مسیری که در یمن، در عراق، در فلسطین، اقصا، غزه، در ایران، در عراق، سوریه، مؤمنین و مجاهدین دارند می‌روند، که این نهضت طوفان الاقصی ان‌شاءالله تا الان هم نتایج خوبی داشته است... آمریکا و اسرائیل و انگلیس این‌جوری که تا الان شکست خوردند، شکست نخورده بودند. اصلاً چه کسی جرأت می‌کرد به کشتی‌های آمریکایی حمله کند که یمن دارد حمله می‌کند؟ اصلاً همه دنیا متعجب هستند. همه دنیا نگاه می‌کنند می‌گویند این‌ها، این یمنی‌ها دیوانه شدند؟ بله، همان‌هایی که می‌گفتند موسی دیوانه شده است که رفته با فرعون درافتاده است! داوود دیوانه شده است که با جالوت درمی‌افتد! قرآن می‌گوید به همه انبیاء گفتند این‌ها مجنون هستند، دیوانه هستند. بله، ما دیوانه هستیم. اگر شما عاقل هستید، ما دیوانه هستیم.

قرآن می‌فرماید صبر و شکر. صبر یعنی قوی باش. در برابر مشکلات شکست نخورید، تسلیم نشوید، تحمل کنید. همان کاری که ملت یمن کرد. ملت شما را چند سال محاصره کردند. نگذاشتند غذا بیاید، آب بیاید، امکانات بیاید، اسلحه بیاید، امکانات پزشکی بیاید، نفت بیاید، بنزین بیاید و... تا الان بطور طبیعی ملت یمن باید کلاً نابود می‌شد یا تسلیم می‌شد. چه شد که از قبل قوی‌تر شدید؟ ده برابر قوی‌تر شدید. این ایام‌الله یعنی این.

شکر یعنی چه؟ یعنی دقت کن، عاقلانه تحلیل کن، اسرار این جهان را بفهم. اسرار آفرینشش را بفهم. حتی بادی که می‌وزد و کشتی‌ای که روی آب حرکت می‌کند، همان‌جا دست خدا را ببین. آن باد به فرمان خدا دارد حرکت می‌کند. آن کشتی به فرمان خدا غرق نمی‌شود، روی آب می‌ایستد. آتش به فرمان خدا می‌سوزاند. اگر خدا بخواهد همان آتش نمی‌سوزاند. آب به فرمان خدا فرعون را غرق می‌کند. به فرمان خدا موسی را غرق نمی‌کند. این آن چیزی است که قرآن آموزش می‌دهد. امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه هم می‌گویند که مؤمن کسی است که به هر چیز و هر جا نگاه می‌کند، خدا را ببیند. اگر چیزی در عالم اتفاق می‌افتد و خدا را آنجا نمی‌بینی، آنجا ایمان و توحیدت ضعیف است.

امام(ره) در انقلاب می‌گفت که این‌هایی که از آمریکا می‌ترسند علت آن این است که توحید ندارند. توحیدشان ضعیف است. تهذیب نفس نکردند. این‌ها بازی شیطان را خوردند. هر کس از شیطان می‌ترسد، از خدا نمی‌ترسد. هر که از خدا بترسد از شیاطین نمی‌ترسد. شکر یعنی این زندگی اجتماعی اسراری دارد، سیاست، اسراری دارد، طبیعت پشت صحنه اسراری دارد. شکیبا و دقیق باش، شاکر و صبور باش، قوی باش. روح شکرگزاری و این که هرچه هست برای اوست، او به ما داده است. ما باید درست در برابر خداوند درست عمل کنیم. و صبار. تحریمت می‌کنند، محاصره می‌کنند، ترورت می‌کنند، بمبارانت می‌کنند، فحشت می‌دهند، تهمت می‌زنند، باید قوی باشی. همان‌طور که انبیاء قوی بودند. آن‌ وقت قرآن می‌فرماید اگر این دوتا خصلت را داشتید، حالا خداوند پرده‌ها را کنار می‌زند، مثل روز روشن باطن عالم را و این ایام‌الله را می‌بینید. حالا دست خدا را می‌بینید. حالا می‌توانید به خدا اعتماد کنید. قبلاً نمی‌توانستید. اگر صبر و شکر نشان بدهید، می‌توانید به خدا توکل کنید. اگرنه نمی‌شود. الان من هی می‌گویم: «تَوَکَّلْتُ عَلَى اللَّهِ» مگر به زبان است؟ اصلاً من نمی‌توانم توکل کنم. توکل؛ یعنی اعتماد کامل به خدا. ما به خدا اعتماد نداریم. اگر اعتماد داشتم خیلی کارهایی را که نباید بکنم، خب نمی‌کردم.

حالا خداوند می‌فرماید که ما موسی را فرستادیم. با آیات و نشانه‌ها فرستادیم. گفتیم برو ملت، مردمت را رها کن، آزاد کن. از انواع تاریکی‌های مادی و معنوی و اخلاقی، اقتصادی، اجتماعی، تربیتی خارج کن. همه را به سوی نور بیار. نور یکی بیشتر نیست. همه انبیاء یک پیغمبر هستند. همه کتب آسمانی یک کتاب هستند. همه‌شان همین قرآن هستند. امروز هر کسی می‌خواهد بداند در انجیل و تورات و زبور چه چیزی بوده است، به قرآن باید رجوع کند. همه‌اش همین‌ها بوده است. هر کسی می‌خواهد ببیند نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و اسحاق و اسماعیل و این‌ها چه گفتند، ببیند پیغمبر اکرم(ص) چه گفته است. و ببیند علی و فاطمه و اهل بیت چه گفتند. به آن‌ها بگو همه ‌چیز را مادی حساب نکنید. به موسی می‌گوید به یاد بیاورید «ایام الله» قبل از شما بود، زمان شما هم تکرار خواهد شد. و این نشانه‌ها را همه نمی‌فهمند. کسانی که ضعیف هستند، زود شکست می‌خورند، زود وا می‌دهند، زود تسلیم می‌شوند، زود مأیوس می‌شوند، این‌ها «ایام الله» را نمی‌فهمند. آن‌هایی هم که نمی‌فهمند این‌ها هرچه هست از طرف خداست و باید درست از آن استفاده کنی، آن‌ها هم نمی‌فهمند.

لذا می‌فرماید این‌ها «ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ». یعنی اگر صبار و شکور نباشی این‌ها برای تو آیه نیست. تو نمی‌فهمی. می‌گویی همه‌چیز اتفاقی بود، شانسی بود، مادی بود. آمریکا نخواست! هنوز بعضی اینجا می‌گویند که مردم انقلاب، شاه را بیرون نکرد، خود آمریکا دیگر شاه را برداشت. هنوز همین را می‌گویند. برای این که «ایام الله» را نمی‌فهمی، باور نمی‌کنی. یعنی نعمت‌های خدا را درست بشناس، از آن استفاده کن. بلاها و بلاها، ابتلاعات، امتحانات خدا را، سختی‌ها را ببین. پیروزی انبیاء را با دست خالی ببین چطور طالوت جالوت را زد.

یک جوانی وسط صحنه جلوی جالوت آمد، همه خندیدند، مسخره کردند. گفتند برو بچه کنار. این بچه کیست فرستاده؟ داوود. همه او را مسخره‌ کردند. بعد قرآن می‌فرماید چه‌جوری او را زد. آن همه یال و کوپال و لشکر و ابرقدرت، این برداشت یک فلاخن، یک سنگی را برداشت زد، خورد به جالوت، افتاد و مرد. آن سنگی که طالوت زد و جالوت و قدرت را شکست، الان همین موشک‌هایی است که یمن دارد می‌زند.

الله اکبر. الموت لامریکا. الموت لاسرائیل. اللعنة علی الیهود. النصر للاسلام. لبیک یا اقصی. لبیک یا اقصی. لبیک یا اقصی.

«ایام الله» یعنی پیروزی انبیاء بر طاغوت‌های جهان را ببینید. ببینید عذاب‌های الهی که بر تمدن‌های فاسد آمد. پیروزی‌هایی که باور نمی‌کردید و منتظرش نبودید، اتفاق افتاد. ببینید حتی شکست ظاهری چه ‌جوری پیروزی تاریخی می‌شود. خب در کربلا سیدالشهدا و اهل بیت پیغمبر کشته شدند، تمام شد. همه گفتند تمام شد. حالا سؤال، بزرگ‌ترین راهپیمایی در تاریخ جهان زیارت اربعین است. ۲۰ میلیون آدم از ۸۰ کشور جهان به سمت امام حسین(ع) راه می‌افتند. خب حالا یک سؤال، قبر یزید کجاست؟ یزید چقدر زائر دارد؟ یزید چقدر شیعه دارد؟ حالا هزار و چند صد سال گذشته است، حسین شکست خورد یا یزید؟ جدا از آخرت که در اصل آن‌طرف است، اصل بهشت و جهنم است، در همین دنیا حسین شکست خورد یا یزید؟ روز عاشورا هم یوم‌الله بود. وقتی امام حسین را می‌زدند و خیز سه شعبه زدند، از این طرف وارد شد، سیدالشهدا دید از این طرف دیگر نمی‌تواند تیر سه شاخ را بیرون بکشد. دست کرد و از پشت از قلبش بیرون کشید. وقتی خون فواره زد، امام حسین(ع) خون را گرفت و با خون وضو گرفت. و بعد گفت خدایا «تَسْلِیمًا لِأَمْرِکَ رِضًا بِقَضَائِکَ». خدایا من راضی هستم. راضی یعنی خوشحال. نه این که ناراحت هستم. من تسلیم مطلق تو هستم. وقتی خون علی‌اصغر(ع) را، بچه شش ماهه را، به آسمان پاشید، امام حسین گفت که همه این‌ها برای من آسان است چون «بِعَیْنِ اللَّهِ»، پیش چشم خدا دارد انجام می‌شود. خدایا تو داری می‌بینی. خب همه آن روز گفتند حسین شکست خورد. یزید پیروز شد. خب حالا ببینید کی پیروز شده است کی شکست خورده است؟ الان کسی در دنیا جرأت نمی‌کند از یزید دفاع کند. ولی بزرگ‌ترین راهپیمایی تاریخ برای زیارت حسین(ع) می‌شود. من در زیارت اربعین مسیحی دیدم، یهودی دیدم، زرتشتی دیدم، کمونیست دیدم. کمونیست! گفتم شما برای چه به زیارت می‌آیید؟ گفت ما آن خدایی که این ملت را این‌جور حرکت می‌دهد، ما آن خدا را قبول داریم. خیلی عجیب بود. هندو بت‌پرست از هند آمده بود. گفتم شما چه چیزی از حسین می‌دانید؟ گفت ما می‌دانیم که یک مرد خدا برای دفاع از مظلوم همه ‌چیزش را داد. ما همین را قبولش داریم. حالا ان‌شاءالله مهدی آل محمد برسد که پیغمبر اکرم وعده‌اش را دادند، شیعه و سنی هم قبول دارند، و همه می‌گویند از نسل علی و فاطمه است، ایشان که بیاید آن وقت می‌بینید که کل بشر، ملت‌ها چه‌جوری ملحق می‌شوند. الان شما مگر ندیدید که در صد کشور جهان به خیابان آمدند. باور می‌کردید؟ در آمریکا، در انگلیس، در آلمان، در فرانسه، تظاهرات علیه اسرائیل ممنوع است. نیم میلیون جمعیت در لندن در خیابان‌ها آمده است. یک روزی خواهد رسید که کل ملت‌های جهان زیر پرچم توحید و عدالت می‌آیند. اگر قبلاً باور نمی‌کردیم حالا با این اتفاقاتی که دارد می‌افتد کم‌کم باور می‌کنیم که این کارها شدنی است.

بنابراین حرف همین است. برادران عزیز، ما داریم «ایام الله» را می‌بینیم چون اهل، آن‌هایی که اهل مقاومت هستند، صبار هستند، و آن‌هایی که شعور دینی دارند، شکور هستند، آن‌ها می‌فهمند. هر روز فوق‌العاده است ولی این روزها، هر روز عادی الهی است اما این روزها فوق‌العاده الهی است. نعمت‌های خاص است، پیروزی‌های بزرگ بر سپاه شرک و ظلم است. طاغوت‌ها به لرزه درآمدند. همه‌شان دارند با هم متحد می‌شوند. این رژیم‌های خائن عربی همیشه وانمود می‌کردند با فلسطین هستند. امروز همه فهمیدند که همه دارند می‌گویند این‌ها دروغگو و خائن هستند. امروز صادق و کاذب دارند از هم جدا می‌شوند. خداوند می‌فرماید که در قیامت خبیث و طیب را از هم جدا می‌کنیم. الان هم یک شبه قیامتی در دنیا دارد می‌شود. پاک و پلید، پاک و ناپاک دارند از هم جدا می‌شوند. می‌فرماید اگر قوی باشید و اگر دقیق باشید، شکور باشید، خوب می‌توانید صبر کنید، عبرت بگیرید، اسرار باطن این عالم را بفهمید. در برابر مصیبت‌ها زانو نزنید. وقتی هم پیروز می‌شوید مغرور نشوید. وقتی شکست می‌خورید مأیوس نشوید. امام خمینی به ما می‌گفت که اگر هدفتان معنوی باشد، شکست شما هم پیروزی است. اگر هدفتان مادی باشد، پیروزی شما هم شکست است.

در سوره لقمان و در سوره شورا هم همین تعبیر آمده است که «إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ» ولی آنجا به یک مناسبت‌های دیگری آمده است. پیغمبر اکرم(ص) فرمودند که: «الْإِیمَانُ نِصْفَانِ». اصلاً کل ایمان همین دوتا است. «نِصْفٌ صَبْرٌ وَ نِصْفٌ شُکْرٌ». وقتی شکست خوردید قوی باشید. وقتی پیروز می‌شوید شاکر باشید. پیغمبر فرمود مؤمن یعنی این. در شرایط سخت قوی است، در شرایط شادی و پیروزی هم باز توجهش به خدا است، مغرور نمی‌شود. این کل ایمان است.

آخرین نکته و آیه، آیه‌ای است که مربوط به یمن است. یمن سرزمین مقدسی است و در قرآن کریم از دو – سه‌تا سرزمین نام برده شده است و یکی‌اش یمن است. یعنی از قوم سبا، از عرض شود که رابطه‌اش با حضرت سلیمان، با همین چیزی که این صهیونیست‌ها به دروغ می‌گویند و ماجراهای دیگر، معجزات الهی در یمن. حداقل چند قضیه خاص یمن در قرآن آمده است که به تمام مؤمنین تا ابد می‌فرماید که به این چند ماجرا در یمن نگاه کنید. هم نکات مثبت در آن هست، مؤمنین یمن. هم نکات منفی، آن‌هایی که خدا به آن‌ها لطف کرد ولی ناشکری کردند و فاسد شدند. در واقع یمن، مصر، همین فلسطین، مسجدالاقصی، این‌هایی که نام آن‌ها در قرآن آمده است، این سرزمین‌های مقدس هستند. اتفاقات مهمی در اینجا افتاده است. انبیاء و پیامبران اینجا بودند. و شما می‌دانید اصلاً در جنگ بنی‌المصطلق اسب کم بود، هر دو نفر روی یک اسب نشسته بودند. علی از رسول‌الله پرسید که آقا راجع به شهادت صحبت کنید. پیامبر فرمودند شهید اولین قطره خونش که به زمین می‌ریزد، تمام، اگر گناهی هم کرده باشد همه را خداوند می‌بخشد. پاک و مطهر، پاک و مطهر مستقیم به جوار خدا و بهشت می‌رود. این حرف پیغمبر اکرم و علی امیرالمؤمنین است. بعد علی از پیامبر پرسید من چی؟ من شهید می‌شوم؟ پیامبر فرمودند نظرت راجع به شهادت چیست؟ صبر داری در برابر شهادت؟ علی گفت صبر چیست یا رسول‌الله؟ من مشتاق شهادت هستم. اینجا جای صبر نیست، جای اشتیاق است، عشق است. من منتظر هستم.

نقل شده است در یکی دو تا عملیات که حضرت امیر مجروح می‌شد، حضرت علی باز می‌آمد، یک وقت آمد پیش پیامبر گفت شما که فرمودید من شهید می‌شوم من که هنوز شهید نشدم. پیامبر فرمودند شما شهید می‌شوی. در دورانی که من نیستم و به تو ستم‌ها خواهد شد. آن شهادت آن موقع خیلی سخت‌تر از الان است. تو هم شهید خواهی شد.

خدایی که به دست مؤمنین، اصلاً مؤمنین هم نه، توسط شن‌های طبس، آن سگی که کودتا را لو داد، اصلاً به دست خود نیروهای دشمن، یک کاری می‌کند خودشان خودشان را لو بدهند. می‌دانید در همین طوفان‌الاقصی اسرائیلی‌ها یک عالمه از خودشان را از ترس خودشان کشتند؟ در خبرها خواندم ۵۵۰ تا سرباز و افسر اسرائیلی را خودشان زدند. یا اشتباهی همدیگر را زدند از ترس، یا برای این که عقب بروند، تیر به پای خودش می‌زند، به دست خودش، مجروح شود که عقب برود که زنده بماند. ۵۵۰ تا. اگر قرار باشد کمک کند اصلاً به دست خودش آن‌ها را می‌زند. یک روزنه کوچک باز می‌شود، کم‌کم بزرگ می‌شود، سد می‌شکند، آن بزرگ‌ترین تمدن را شکست می‌دهند. مستکبرین گفتند ما توده‌ها، مردم را کنار خودمان نمی‌خواهیم. ما اقلیت اشرافی هستیم، اکثریت مستضعف هستند. بزرگ‌ترین سد جهان هم که باشی، سد معرب، آن سد هم می‌شکند. اگر از خدا جدا بشوی. چون گفتند شهرهای ما از هم جدا شود. محلات ما جدا شود. این شهرها اشرافی، سرمایه‌دارها، این محله‌ها سرمایه‌دارها، آن محله‌ها فقرا. همین باعث شد خدا گفت به همین دلیل شما را به دست خودتان نابود می‌کنم. چرا؟ چون پیروز شدند، مرفه شدند، گفتند دیگه خدا و آخرت را ول کن. عین این غربی‌های الان شدند. همین‌ها هم قبلاً این‌جوری نبودند. آن‌هایی که اول به اروپا و آمریکا رفتند خیلی‌هایشان آدم‌های مذهبی و متدین بودند، حجاب داشتند، مسیحی‌های مؤمنی بودند، اخلاق انبیاءیی داشتند. همین‌ها فاسد شدند حالا پاپش می‌گوید که همجنس‌ها هم با هم ازدواج کنند و به بهشت بروند. این‌جوری می‌شوند.

پس، عرض من تمام است. اگر ما این دو تا صفت را داشته باشیم، یک: تحمل و مقاومت، صبار. دو: همه‌چیز را، هرچه امکاناتی که داریم قدرش را بدانیم و بگوییم این‌ها برای ما نیست، مال خداست، او داده است و باید از آن درست در مسیر خدا استفاده کنیم. این دوتا. اگر این دو تا باشند، با دست خالی بر فرعون‌ها پیروز می‌شوی. همان‌طور که موسی با عصایی که چوپانی بود، با عصای چوپان بر آن‌ها پیروز شد. پیغمبر اکرم(ص) یک یتیمی بود، چوپان در بیابان‌ها و دو ابرقدرت جهان را بعد از ۵۰ سال درهم شکست، نابود کرد. همان‌طور که الان شما دارید در یمن بزرگ‌ترین قدرت‌های جهان را می‌زنید و این‌ها هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند. اصلاً ۵۰ تا کشتی آمریکایی انگلیسی را زدند. یعنی روس و چین و تمام دنیا جرأت نمی‌کنند این کار را بکنند که الان انصارالله دارند می‌کنند. این نتیجه توحید و شهادت‌طلبی است. نه با شکست تسلیم بشوید، نه با پیروزی غافل بشوید.

آخرین جمله را بگویم. وقتی امام(ره) را گرفتند، داشتند او را تبعید می‌کردند، از قم می‌خواستند او را به تهران زندان بیاورند، سال ۴۲. که بعد او را تبعید کنند. امام می‌گوید که من در ماشین که نشسته بودم، من را داشتند می‌بردند، به خودم هرچه رجوع کردم دیدم اصلاً هیچ ترسی، هیچ احساسی در من نیست. اصلاً انگار در خانه خودم نشستم. بعد دیدم این سرهنگ است، افسر است که کنار من است، این هی این‌جوری مضطرب است، هی این‌طرف آن‌طرف. گفتم آقا جان چیزی نیست، نترس چیزی نیست.

سرهنگ افسری که کنار من است، هی این‌جور مضطرب، هی این‌طرف آن‌طرف می‌رود. گفتم چیزی نیست، نترس، چیزی نیست. وسط جاده یک مرتبه وارد فرعی شد، در بیابان. من گفتم احتمالاً می‌خواهند من را سربه‌نیست کنند و بکشند. باز به خودم رجوع کردم، دیدم هیچ تغییری در من پیدا نشد. یک مسیری را رفتند، دوباره دیدم می‌خواهند من را به تهران ببرند. دیدم حالت من، وقتی که من را گرفتند، وقتی بردند، وقتی برگرداندند، حالت من هیچ تغییری نکرد. و این‌ها هی می‌ترسند، خوشحال می‌شوند، مأیوس می‌شوند، امیدوار می‌شوند.

برای خدا باید به مردم خدمت بکنم، نه برای مردم به مردم. من نه از مردم توقعی دارم، نه از مردم می‌ترسم، نه روی مردم مستقل از خدا حساب می‌کنم. این امام بود تا آخرش. گفت الان هم هیچ احساسی ندارم من. من باید به وظیفه‌ام عمل بکنم. امام(ره) گفت من هر لحظه نگاه می‌کردم ببینم الان تکلیف من چیست. الان خدا از من چه می‌خواهد؟ تکلیف شرعی من الان چیست؟ زمان شاه دیدم تکلیفم این است که جلوی این‌ها بایستم. بعد گفتم یا من را می‌کشند، خب به محضر خدا می‌رویم. یا زندان و تبعید است، باز هم مشکلی نیست، آماده هستم. من گفت من از آن آخوندهایی نیستم که نصیحت می‌کنند، بعد هم می‌گویند خب وظیفه‌مان تمام شد، ما برویم. من می‌ایستم، سینه‌ام را برای سرنیزه‌هایتان آماده می‌کنم. بیایید من را بکشید. اگر کشتند که شهیدم، اگر نه زندان و تبعید است. ما تکلیف را انجام دادیم. اگر دیدم مردم نیامدند، می‌گویم خب من گفتم، مردم نیامدند. وظیفه‌ای بیشتر ندارم. اگر مردم آمدند، وظیفه‌ام بیشتر می‌شود. می‌گویم خب حالا باید جلوتر برویم. اگر جلوتر آمدند، شکست خوردیم، در راه خدا شکست خوردیم. دیگه ما که از امام حسین بالاتر نیستیم. اگر پیروز شدیم، حالا قدم بعدی. حالا می‌گوییم خدا بعد از پیروزی حالا از ما چه می‌خواهد؟ تلاش کنیم یک حکومتی بسازیم و سعی کنیم هر چه می‌شود اسلامی‌تر بشود. در حد توانمان عدالت را تا جایی که می‌توانیم اجرا کنیم، با ظلم مبارزه کنیم. تا آخر همین است. نه از پیروزی خوشحال بشوید، نه از شکست ناراحت بشوید.

قرآن می‌فرماید هر خوبی دارید از خدا است، هر نقطه ضعف و بدی دارید از خودتان است. شما کی بر دشمن پیروز شدید؟ وقتی که از مرگ نترسیدید. کی از مرگ نترسیدید؟ وقتی که حرف خدا را باور کردید. پس این پیروزی برای خدا بود. کی شکست می‌خورید؟ وقتی می‌ترسید. کی می‌ترسید؟ وقتی که رابطه‌ شما با خدا خراب است. پس منشأ هر چه خرابی است ما هستیم. قرآن می‌گوید هر جا درست است، منشأ آن خدا است.

سؤال: چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.

جواب استاد: اصلاً می‌دانید که این عبارت جزو ادبیات ایرانی نیست. اولین بار هم نَظّام، شاعر عرب، این را به کار برده است، در یک مورد خاصی که اتفاقاً مصداقش خلاف این مصداقی است که بعضی‌ها این را این‌جوری به کار می‌برند. ثانیاً این عبارت که «چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است» این جمله، یک جمله مطلقاً درست که همیشه درست باشد و صدق بکند، نیست. اتفاق می‌افتد که شما به یک چیزی احتیاج دارید اما آن را در جای دیگری که احتیاج بیشتر و مبرم‌تری است، مصرف کنید. اصلاً انقلاب این‌جوری اتفاق افتاد. مردم از منافع شخصی‌شان گذشتند، برای همدیگر فداکاری کردند. اگر یک جایی زلزله بشود، نمی‌توانی بگویی آقا «پتویی که به خانه رواست، در منطقه زلزله‌زده حرام است». نخیر آقا. شما پنج تا پتو در خانه‌ات داری، یکی‌اش را، دو تایش را به او بده. آنجا رواتر است.

وقتی مهاجرین از مکه به مدینه آمدند، پیامبر فرمود انصار و مهاجرین همه با هم شریک شوید، پیمان اخوت ببندید. و انصار اموالشان را، خانه‌شان را حتی نصف کردند و با مهاجرین تقسیم کردند. دو تا اتاق داشت، گفت یک اتاق برای شما، یک اتاق برای من. دو تا اسب داشت، یکی‌اش را به او داد. همه با هم پیمان اخوت بستند. حالا جالب است، خود پیامبر با حضرت امیر پیمان اخوت بست، با این که خب هر دو هم مهاجر بودند.

اگر انسانی بیندیشید، به‌ عنوان انسان نمی‌توانی نگاه کنی که دارند این همه جنایت می‌کنند و بگویی به من ربطی ندارد. اگر انسان هستی. امروز در ده‌ها کشور جهان، الان دارند برای همین جنایاتی که در غزه شد، در ایالت‌های مختلف خود امریکا، در اروپا، در شرق، غرب، همه‌جا راهپیمایی و تظاهرات کردند، اشک ریختند، کمک مالی کردند. این‌ها از ما و شما باید انسان‌تر باشند؟ ما باید کمتر از این‌ها انسان باشیم؟ اگر مسلمانی، که بیش از انسان بودن ضرورت دارد. پیامبر فرمود: «هر کس صبح کند، غم بقیه...» نمی‌گوید فقط مسلمین، «...غم مستضعفین، محرومین، مظلومین عالم را نخورد، یا صدایی را بشنود که ولو مسلمان نیست ولی می‌گوید یا للمسلمین، مسلمان‌ها به ما کمک کنید، و کمک نکند،» پیامبر فرمود: «...از ما نیستید. از امت من نیستید. مسلمان نیستید». به لحاظ فقهی هم بگویند مسلمان است، ولی به لحاظ حقیقی دیگر مسلمان نیستی، از امت من نیستی. این همه ما ظلم می‌بینید کنار مظلوم، جلوی ظالم بایستید. داخل کشور، خارج کشور، آن‌طرف دنیا، هر جا دستت می‌رسد.

پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند علامت مؤمن این است که هر جا منکر، فساد، ظلم، گناه می‌بیند، اولاً قلباً متنفر باشد، موضع داشته باشد، بی‌طرف نباشد. از پیروزی آن‌ها خوشحال نشود، از شکست آن‌ها ناراحت نشود، بی‌طرف و بی‌تفاوت نباشد. ثانیاً به زبان بگوید، بنویسد، شعار بدهد، بگوید مرگ بر او و درود بر این، مرگ بر ظالم و درود بر مظلوم. موضع بگیرد. ثالثاً اگر دستش می‌رسد اقدام کند، عمل کند، به او کمک کند، با او مبارزه کند. فرمودند در برابر ظلم و منکر و فساد بی‌تفاوت و بی‌طرف نباشید، و الا مسلمان نیستید، مؤمن به خدا و آخرت نیستید. می‌فرمود اصلاً جهنمی هستی. خب پس اگر انسانی به آن دلیل، اگر مسلمانی، اگر هم شیعه‌ای که دیگر روشن‌تر است. شیعه علی، شیعه فاطمه، شیعه حسن و حسین، شیعه مهدی، چطور می‌تواند ظلم و فساد ببیند و بگوید به ما ربطی ندارد؟ ما خودمان را در زحمت نمی‌اندازیم.

قرآن می‌فرماید حتی اگر مشرکینی هستند که با شما سر جنگ ندارند، ظالم نیستند، ولی خودش مشرک است، مثلاً بت‌پرست است، ولی مشکلاتی برای آن‌ها پیش آمده است، گرفتار هستند، از شما کمک می‌خواهند، می‌فرماید که خداوند شما را نهی نمی‌کند از این که به آن‌ها کمک کنید. «تَبَرُّوهُمْ». به آن‌ها نیکی کنید. مثلاً یک جامعه بی‌دین، مشرک، بت‌پرست، زلزله شده است، قحطی شده است. قرآن می‌گوید بی‌طرف و بی‌تفاوت نباشید. بخشی از غذایتان را، امکانات‌تان را بردارید، ببرید به آن‌ها بدهید. «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ». خداوند برابری‌خواهان، عدالت‌خواهان را، ظلم‌ستیزان را، و این‌ها که برای رفع نابرابری‌ها تلاش می‌کنند، خداوند دوستشان دارد، عاشقشان است اگر چنین باشند. حتی به مشرک. پیغمبر اکرم(ص) همان زمانی که مکه دست مشرکین است، با مدینه چند بار جنگیده است، دشمن اصلی آن‌هاست در جزیرة العرب، ولی در مکه قحطی شده است. پیغمبر یکی دو تا محموله کمک‌های غذایی از مدینه، که مرکز حکومت اسلامی است، به مکه می‌فرستند، که پایگاه شرک و مردم بت‌پرست است، که مرکز دشمن است. پیغمبر کمک، کمک غذایی و مالی برایشان می‌فرستند. می‌فرماید بدهید مردم اینجا از گرسنگی نمیرند. دقت می‌کنید؟

خب اما اگر کسی بگوید آقا من نه شیعه هستم، نه مسلمان هستم، نه انسان هستم. من فقط ایرانی هستم خب ایران هم که ایرانی بودن عرق ایرانی، تاریخ ایرانی، مروت ایرانی، اخلاق ایرانی، کجا بی‌معرفتی و بی‌تفاوتی و ناجوانمردی بوده است؟ تاریخ ایران ما، فرهنگ ایرانی، اصلاً مگر فرهنگ ایرانی غیر از فرهنگ اسلامی و شیعی است فرهنگ عیّاری. فرهنگ عیاری جلوی غارتگر بایست. به فقیر و بیچارگان و گرفتاران کمک کن. این اخلاق و خُلق همیشه بوده است. یکی بگوید من نه مسلمان هستم نه شیعه، نه ایرانی هستم، نه انسان هستم، هیچی. من فقط دنبال منافع خودم یا خودمان هستم. به این‌ها می‌گویند به نفع ماست که ما نفوذ و قدرت و ارتباطات بین‌المللی و جهانی داشته باشیم. سیاست خارجی ما یک سیاست منطقی و جهانی باشد، نه یک سیاست صرفاً ملی. آن قدرتی که بازویش، آن ملتی که بازویش دراز است، از این طرف تا مدیترانه و شمال افریقا، از این طرف تا شبه‌جزیره هند و شرق آسیا، از آن طرف در آسیای میانه، از این طرف تا یمن و جنوب جزیرة العرب قدرت و نفوذ و طرفدار دارد، محبوبیت دارد. این بزرگ‌ترین ضامن منافع ملی و امنیت ملی هم هست.

آمریکا می‌گوید من بخاطر امنیت و منافع ملی‌ام از آن‌طرف دنیا پا می‌شوم اینجا، دو سه تا کشور را به خاک و خون می‌کشد. اگر از ما، از ایران نمی‌ترسید، اینجا را قبل از همه و بیشتر از همه می‌کوبید. جرئت نمی‌کنند. والا کاری که با عراق و با افغانستان و با سوریه و با یمن و با سومالی و این‌ها کردند، صد برابرش را با اینجا می‌کردند. منتهی می‌دانند ایران فرق می‌کند. این ایدئولوژی انقلاب، قدرتش، مقاومتش، پمپاژ عزت و قدرت و معنویت و عدالت‌خواهی به منطقه و جهان اسلام می‌کند. معادله قوا در منطقه و جهان به هم ریخته و عوض شده است. آخرین نمونه‌اش صهیونیست‌ها و کل غرب که خط مقدمشان اسرائیل است. منافع ملی هم ایجاب می‌کند قوی باشیم. ملتی که ضعیف است، موشک‌هایش را از او می‌گیرند. نفوذ منطقه‌ای و قدرت بین‌الملل و طرفدارانش را معامله کند، بفروشد، آن را هم از او می‌گیرند. دستش را قطع کنند، پایش را ببندند، هسته‌ای‌اش را تعطیل کنند. این‌ها بزرگ‌ترین تهدید و خطر علیه منافع و امنیت ملی است. یک ملتی که ضعیف می‌شود به خطر می‌افتد. وقتی ضعیف بشوی، به تو حمله می‌کنند، توهین بیشتر می‌کنند و اذیتت می‌کنند. هر چه قوی‌تر باشی و نفوذت بیشتر باشد، آن دشمنانی که می‌خواهند هجوم بکنند، بیشتر از تو می‌ترسند و جرأت نمی‌کنند حمله کنند. امنیتت و منافعت و عزتت بیشتر می‌ماند. این که معاون رئیس جمهور آمریکا می‌گوید ایران، یا کیسینجر می‌گوید ایران امروز دوباره همان ایران هخامنشی و کوروش و داریوش و خشایار و این‌ها است و قدرت منطقه و جهانی شده است، این حرفی که دشمن می‌زند، این یعنی عزت ایران، یعنی اوج اقتدار و امنیت و منافع ملی. اگر عِرق ملی هم دارید، نباید سیاست خارجی ما منفعل و سازشکار و معذرت‌خواهانه باشد. نه.

اما این بحث کمک به مستضعفین، دفاع از آن‌ها، در قانون اساسی ما آمده است. خلاف این بگوییم نامشروع است و خلاف قانون اساسی و خلاف سوگندهایی که خوردند. این حرف‌ها خلاف قانون اساسی است. اصل ۱۵۴ قانون اساسی منافع ملی و روابط بین‌الملل را دارد تعریف می‌کند. کلمه ایدئولوژی هم در آن نیامده است.

می‌گوید جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود می‌داند. ما نگران کل بشر هستیم. ما خودمان را در برابر همه مسئول می‌دانیم. این اصل ۱۵۴ قانون اساسی است. در مقدمه قانون اساسی خیلی بیشتر و واضح‌تر و صریح‌تر آمده است. بعد می‌گوید استقلال و آزادی را حق همه مردم جهان می‌دانیم. حکومت حق و عدل را ما حق ملت خودمان و همه ملت‌های جهان می‌دانیم. چه ملت فلسطین، چه ملت افغانستان، چه عراق، چه سوریه، چه یمن، چه هر جایی. و بعد دقت کنید، هرگز در فکر تسلط بر ملت‌های دیگر، در امور داخلی آن‌ها، نیستیم.

این عبارت قانون اساسی است: «مبارزه حق‌طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان که باشد، ما از او حمایت می‌کنیم». این قانون اساسی ما است. یعنی هر جای جهان مستضعف در برابر مستکبر، ملت‌هایی در برابر قدرت‌ها، حق‌طلبانه دارند مبارزه می‌کنند، در هر نقطه از جهان، قانون اساسی می‌گوید شفاف و صریح، بدون دوپهلو گویی، ما کنار مستضعفین هستیم و از آن‌ها حمایت می‌کنیم. می‌گوییم با شما هستیم و علیه شما هستیم. این همان فکری است که می‌گفت هر جا ظلم هست، مبارزه هست، ما در حد توانمان هستیم.

حالا این مبالغه‌ها، این دروغ‌هایی هم که، که پول‌ها را بردیم و فلان. اصلاً اگر پول می‌خواست مشکل را حل بکند که خب امریکا، رئیس جمهور امریکا گفت ما ۷ تریلیون دلار، ۷ هزار میلیارد دلار حداقل در این عراق و سوریه و فلسطین و این منطقه خرج کردیم، ولی ما شکست خوردیم و انقلاب اسلامی است که موفق شد. اگر پول حلال مشکلات بود، اولاً که ایران همچنین پولی نداشت. ایدئولوژی انقلاب ایران این پیروزی‌ها را از یمن تا سوریه و عراق و فلسطین، غزه و لبنان ایجاد کرد. این روش جنگیدن و جهاد را آموخت. روح مقاومت، روش جدید جنگیدن. به آن‌ها آموزش دادند چطور موشک بسازید. هر نقطه‌ای از سرزمین اسلام مورد تجاوز کفار و اشغال قرار بگیرد، وظیفه و واجب شرعی است حمایت از آن‌ها و دفاع از سرزمین اسلامی. این فتوای اجماعی همه مجتهدین شیعه و همه علما و فقهای سنی و بلکه هر انسان شریفی است.

خب قانون اساسی می‌گوید که سعادت بشر در کل جامعه جهانی آرمان ما است. استقلال همه کشورها و آزادی‌شان و حکومتشان، حق و عدل در آن‌ها، حق همه ملت‌های مظلوم در جهان است. ما نمی‌خواهیم بر هیچ ملت و سرزمینی مسلط بشویم، سیطره پیدا کنیم، به آن‌ها دستور بدهیم، دخالت بکنیم، غارتشان بکنیم. این کفر و استکبار است. ما ضد استکبار هستیم، نمی‌خواهیم خودمان مستکبر باشیم. در عین حال ما در برابر همه مستکبرین جهان، در هر نقطه از جهان، و کنار همه ملت‌ها و مستضعفین جهان هستیم و از آن‌ها حمایت می‌کنیم. این صریح قانون اساسی ما است. آقا پول‌های ما را بردند آنجا خرج کردند. نه همچنین پولی بوده است و داریم. نه اگر باشد همچنین حقی داریم که ببریم. نه پول حلال آن مشکل است. میلیاردها دلار. اگر پول حلال بود، با میلیاردها دلاری که آمریکا خرج کرد باید موفق می‌شد. الان از پس جوانان محروم یمن هم بر نمی‌آید. مگر رئیس جمهور امریکا نگفت ۷ هزار میلیارد دلار خرج کردیم و باختیم؟ مگر الان رژیم صهیونیستی را ندیدید که صدها میلیارد پولی که غرب و این رژیم‌های عربی برای تقویت این‌ها خرج کرده است؟ خب این‌ها از کی شکست خوردند؟ این‌ها از انقلاب اسلامی، این‌ها از شهدای ما شکست خوردند. مشکل، با ایدئولوژی جهاد و مقاومت و با شهادت حل می‌شود و حل شد، نه با پول.

از آن طرف رسانه‌های دشمن در ایران تبلیغ می‌کنند مردم پول‌هایتان را همه را به فلسطین و لبنان و سوریه و عراق دادند و خوردند و رفت. بنزین و نفتتان را به آن‌ها دادند، پول‌هایتان را دادند فلان. به کشور شما آمدند، به ناموستان نگاه بد کردند و از این قبیل. عین این حرف‌ها را، عین این‌ها را، فقط اینجا به فارسی گفتند. در عراق و سوریه، همین‌ها را در لبنان به عربی به آن‌ها گفتند. در لبنان می‌گویند مردم ایران لبنان را گرفتند. در عراق می‌گویند ایرانی‌ها، عجم، آمدند همه‌جا نفت‌تان را، پول‌هایتان را، امکاناتتان را دارند می‌برند و دولت‌تان دست ایرانی‌ها است! در سوریه می‌گویند ما تا کی باید کشور ما و کشورهای عربی قربانی ایران بشوند؟ ما سپر ایران باشیم و بخاطر ایران هدف قرار بگیریم؟ یا اینجا میدان معرکه جنگ‌های نیابتی بین ایران و امریکا بشویم؟

ببینید در کشورهای عربی می‌گویند ایرانی‌ها آقا آمدند سراغ ناموستان، دخترانتان، زنانتان، نمی‌دانم، اموالتان را بردند، چه‌کار کردند. نفتتان را دارند به ایران می‌برند، آب و برقتان را دارند می‌برند. این حرف‌ها را در سوریه، در عراق، در لبنان به عربی می‌گویند. برای ما اینجا در فضای مجازی و ماهواره و این‌ها به فارسی می‌گویند. در افغانستان علیه ایران حرف می‌زنند. در ایران علیه افغانستانی‌ها حرف می‌زنند! همه‌اش هم از یک جا دارد می‌آید. اینجا می‌گویند ایران را دارند فدای سوریه و لبنان و فلسطین می‌کنند. آنجا می‌گویند آی مردم لبنان، عراقی‌ها، سوری‌ها، مردم افغانستان، شما دارید قربانی ایران می‌شوید. ایران آمده اینجا چه‌ها کرده است. این‌ها را دقت بکنید. چند اصل قانون اساسی: در حد توانمان وظیفه انسانی، اسلامی، ایرانی، حتی منافع ملی ما هم به این مربوط است که آن مظلومی که از ما کمک می‌خواهد، ما می‌توانیم کمک کنیم، در حدی که می‌توانیم کمک کنیم. خب ما کمک مالی نتوانستیم بکنیم، اما حمایت؛ فریاد بزنیم، به آن‌ها آموزش بدهیم، کمکشان کنیم، به آن‌ها جنگیدن یاد بدهیم، این‌ها که وظیفه ما است.

بنابراین این پیروزی‌های منطقه‌ای پیروزی شهدای ما بود. این‌ها نتیجه پول و این حرف‌ها نبوده است. ضمن این که آن هم برای منافع ملی است، در جهت اقتدار و نفوذ بین‌المللی که مستقیماً دفاع از منافع ملی و امنیت ملی است. یعنی اگر پولی هم لازم باشد، باید کرد. میلیاردها دلار کشورها دارند بیرون کشورهایشان خرج می‌کنند در جهت ایجاد نفوذ و حیثیت و اتوریته برای خودشان و می‌گویند این‌ها در جهت منافع ملی ما است. در کشورهای دیگر لابی راه می‌اندازند میلیاردها پول می‌دهند که آن‌ها کمکشان کنند، برای این‌ها یک بخشی از منافع این‌ها، حداقل حیثیت این‌ها را، هوایشان را داشته باشند. دقت می‌کنید؟ حتی اگر صرفاً سودمحورانه و منفعت‌پرستانه و مادی هم فکر بکنید، باز راه و روش همین است.

آنچه که عرض کردم پاسخ به سؤال بود که دوستان داده بودند و من خواستم پاسخ این پرسش‌ها را عیناً از قانون اساسی خدمت رفقا عرض بکنم. و دوباره دوستان را ارجاع می‌دهم که قانون اساسی را بخوانند، مخصوصاً نامزدهای انتخابات بفهمند و دقیق بدانند که قانون چه اختیاراتی و چه وظایفی برای آن‌ها تعریف کرده است.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته



هشتگ‌های موضوعی

نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha